خرید بک لینک
Artık seninle duramam

Bu akşam çıkar giderim

Hesabım kalsın mahşere

Elimi yıkar giderim

ندای کیست نا ندارد

جان میکند با غلغل خونواژهها

پخش میشود روی چهرهای زیبا

ندای چیست

گلویش دریدهاند

زل میزند توی چشمهای ما

ندای کیست به خاک و خونش کشیدهاند

سرد میکنند خون گرمش میان جنازهها

نگاه کیست

عجیب در عجب مانده خیره توی چشمهای ما؟

ندای زندگی بود

شد مرگ

ناگهان آمد از کجا؟

برچسب: هستی, نویسنده: آرتمیس رضوانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 1:08

صفحه بندی