..
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:08
Artık seninle duramamBu akşam çıkar giderimHesabım kalsın mahşereElimi yıkar giderimندای کیست نا نداردجان میu200eکند با غلغل خونu200eواژهu200eهاپخش میu200eشود روی چهرهu200eای زیباندای چیستگلویش دریدهu200eاندزل میu200eزند توی چشمهای ماندای کیست به خاک و خونش کشیدهu200eاندسرد میu200eکنند خون گرمش میان...
امروز
-
تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 5:13
امروز با سردرد از خواب پاشدم.چشام با چرخش مردمکش درد میگیره. مال بغض و گریه دیشب بود. از کارخانه سیمان باهام تماس گرفتن قراره ۵۰۰ کیسه سیمان تا امروز عصر یا تا فردا ظهر از بیجار برامون بفرستن. خونه ای که گرفتیم طبقه دومه طبقه اولش هنوز اسکلته و نساختنش. میخوام سیمان ها رو همون طبقه اول جا بدم.اما دی
هستی ام
-
تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 5:13
من از شب حرف می زنممن از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف می زنماگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبختی بنگرم
یوسف
-
تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 5:13
یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخوراین دل غم دیده حالش به شود.. دل بد مکن این سر شوریده باز آید به سامان .. غم مخور
هر چه بود گذشت...
-
تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 5:13
شکست عهد من و گفت هر چه بود گذشت...به گریه گفتمش آری... ولی چه زود گذشت! بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت....
زلف و رخش
-
تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 5:13
Artık seninle duramamBu akşam çıkar giderimHesabım kalsın mahşereElimi yıkar giderimندای کیست نا نداردجان میu200eکند با غلغل خونu200eواژهu200eهاپخش میu200eشود روی چهرهu200eای زیباندای چیستگلویش دریدهu200eاندزل میu200eزند توی چشمهای ماندای کیست به خاک و خونش کشیدهu200eاندسرد میu200eکنند خون گرمش میان...
هی تو ...
-
تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 5:13
هی تو ...! تو از عطر آلاله ... بیقرار! تو اين رسم رويا و گريه را از که، از کدام کتاب، از کدام کوچه آموختهای؟ کجا بودهای اين همه سال و ماه چه میکردهای که هيچ خط و خبری حتی از خوابِ دريا هم نبود ... ها؟!
...
-
تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 5:13
Artık seninle duramamBu akşam çıkar giderimHesabım kalsın mahşereElimi yıkar giderimندای کیست نا نداردجان میu200eکند با غلغل خونu200eواژهu200eهاپخش میu200eشود روی چهرهu200eای زیباندای چیستگلویش دریدهu200eاندزل میu200eزند توی چشمهای ماندای کیست به خاک و خونش کشیدهu200eاندسرد میu200eکنند خون گرمش میان...
آغوشش عشق بود...
-
تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 5:13
Artık seninle duramamBu akşam çıkar giderimHesabım kalsın mahşereElimi yıkar giderimندای کیست نا نداردجان میu200eکند با غلغل خونu200eواژهu200eهاپخش میu200eشود روی چهرهu200eای زیباندای چیستگلویش دریدهu200eاندزل میu200eزند توی چشمهای ماندای کیست به خاک و خونش کشیدهu200eاندسرد میu200eکنند خون گرمش میان...
لالایی
-
تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 5:13
لالا کن دختر زیبای شبنملالا کن روی زانوی شقایق بخواب تا رنگ بی مهری نبینی تو بیداریه که تلخه حقایق تو مثل التماس من میمونی که یک شب روی شونه هاش چکیدم سرم گرم نوازشهای اون بود که خوابم برد و کوچش رو ندیدم حالا من موندم و یه کنج خلوت که از سقفش غریبی چکه کرده تلاطم های امواج جدایی زده کاشونمو صد تکه
کوشی
-
تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 5:13
Artık seninle duramamBu akşam çıkar giderimHesabım kalsın mahşereElimi yıkar giderimندای کیست نا نداردجان میu200eکند با غلغل خونu200eواژهu200eهاپخش میu200eشود روی چهرهu200eای زیباندای چیستگلویش دریدهu200eاندزل میu200eزند توی چشمهای ماندای کیست به خاک و خونش کشیدهu200eاندسرد میu200eکنند خون گرمش میان...